تبليغاتX
عطر سکر آور گلهای یاس
یکشنبه سوم خرداد 1388
از ادامه ی نوشته هایم برای تو

 سکوت خسته این شب

 پر هیاهو تر از آواز طبل ها

 فریاد بیقراری سر میدهد

بازاین دل بیقرار

 نازک تر از نسیم و زلال تر از باران

 در انتهای کوچه شب به ترنم بوی بهار

 آوازه خوان آهنگ ثانیه ها شده است

.....

بیا برویم

تا انتها

شاید آنجا کسی در انتظار  نشسته باشد

دیدی

باز از انتظار نوشتم

نمیدانم این انتظار برای چیست

که مارا با خود

تا خلوت بی انتهایی

تابی تو بودن ها

 میبرد

و دلواپس از وحشت بی فردایی

خسته باز می آورد

 

نوشته شده توسط الهه بختیار کیا در 11:54 | | لینک به این مطلب
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388

کمرنگ شده

تو هیاهوی همه این خستگی ها

....
انگار همه به دره های دور گریخته اند

 

نوشته شده توسط الهه بختیار کیا در 14:19 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سی ام بهمن 1387
از ادامه ی نوشته هایم برای تو

...

صدای قدمهایت تنهایی شب را با خود خواهد برد

ماه سلامت را پاسخ خواهد گفت

و آواز سوتت فریادی برای خوشبختی خواهد شد 

 که در قلبت

تو را تا آنسوی ستارگان چشمک زن میبرد

تا همان جا ،نزدیک

دستانت را دراز کن

آسمان به سخاوت خوشه ای از ستارگانش را در دستانت خواهد گذاشت

 و درخشندگی اش را به برق چشمانت به هدیه خواهد سپرد

 تا همین جا ،نزدیک

 ...

نوشته شده توسط الهه بختیار کیا در 14:15 | | لینک به این مطلب